Sunday, July 10, 2011

هفتم وادی فنا است

.............
ای حبیب من ، نغمات روح را به جان و دل گوش کن و چون بصر حفظش نما که همیشه ایام معارف الهی به مثابۀ ابر نیسانی بر اراضی قلوب انسانی جاری نیست . سحاب رحمت جانان جز بر ریاض جان نبارد و در غیر بهاران این کرم نفرماید . فصول دیگر را از این فضل اکبر نصیبی نیست و اراضی جُرُز را از این کرم قسمتی نه .

ای  برادر ، هر بحری لولو ندارد و هر شاخی گل نیارد و بلبل بر آن نسراید.
پس تا بلبل بوستان معنوی به گلستان الهی بازنگشت و انوار صبح معانی به شمس حقیقی راجع نشد ، سعی کنید که شاید در این گلخن فانی بویی از گلشن باقی بشنوید و در زلّ اهل این مدینۀ جاوید بمانید .
و چون به این رتبۀ بلند اعلی رسیدی و به این درجۀ عظما فائز شدی یار بینی و اغیار فراموش کنی .

یار بی پرده از در و دیوار در تجلیست یا اولوالابصار

از قطرۀ جان گذشتی و به بحر جانان واصل شدی .
ای عجب که یار چون شمس آشکار و اغیار در طلب زخارف و دینار .
بلی ، از شدت ظهور پنهان مانده و از کثرت بروز مخفی گشته .
حق عیان چون مهر رخشان آمده حیف کــاندر شهــر کـوران آمـده