Sunday, April 27, 2014

Foundations of World Unity

...But the wise souls who are aware of the essential relationships emanating from the realities of things consider that one single matter cannot, by itself, influence the human reality as it ought and should, for until the minds of men become united, no important matter can be accomplished. At present Universal Peace is a matter of great importance, but unity of conscience is essential, so that the foundation of this matter may become secure, its establishment firm and its edifice strong.
Among Bahá’u’lláh's teachings were the declaration of Universal Peace, the independent investigation of reality, the oneness of the world of humanity, religion must be the cause of fellowship and love, religious, racial, political, economic and patriotic prejudices destroy the edifice of humanity, the equality of women and men, ...

‘Abdu’l-Bahá: Foundations of World Unity

Saturday, April 26, 2014

طرحِ عبدالبهاء برایِ ایرانی آزاد و آباد

رسالۀ مَدنیّه، پُرطنین ترین مکتوبی که در پِگاهِ جنبش‌هایِ روشنفکریِ ایران بر طبایعِ آزادی خواهِ
کشورمان اثر گذارد.
 این سند یکصد و سی سال پیش (۱۸۷۵م) در شهرِ عکّا از بلادِ فلسطین٬ جزوِ مستملکاتِ آن روزیِ امپراطوریِ عثمانی از قلمِ عبدالبهاء٬ زندانی و تبعیدیِ دولتینِ ایران و عثمانی صادر و چند سال بعد به صورتِ جُزوه ای مدوّن در هزاران نسخۀ چاپی از هندوستان به ایران رسید. عبدالبهاء که به سائقۀ روح بی نیاز و اندیشۀ کارسازش از این اقدام، آرمانی جز آبادی و آزادیِ ایران و خیر و صلاحِ مردمش نداشت از ذکرِ نامِ خود در این رساله خودداری کرد. همین بی نام و نشان بودن به بهائیانِ ایران اجازه داد تا با آسودگیِ خاطرِ بیشتری آن را وسیعاً بینِ عامّۀ مردم، از درباریان گرفته تا رجال دولت و آحادِ ملّت پخش کنند، چنان که در اندک مدّت به اشتهار رسید و آوازۀ پیامِ مترقّیانۀ آن بر سرِ زبان ها افتاد. از جمله گروه هائی از شیفتگانِ آزادی و روشنفکران و دانش آموختگانِ زمان، مطلوبِ خود را در آن جستجو کردند. همین سرایت ها کافی بود تا واپسگرایانِ مذهبی و خودکامگانِ هم پیمانِ آنان را به تکاپو اندازد....

Monday, April 21, 2014

The Significance of Ridván

Ridván Garden, Baghdad
In a number of Tablets, Bahá'u'lláh has extolled the sacredness and glory of the days of Ridván. One of these, revealed a few years after His Declaration, has been rendered into English by Shoghi Effendi. The following are some excerpts:
The Best-Beloved is come. In His right hand is the sealed Wine of His name. Happy is the man that turneth unto Him, and drinketh his fill, and exclaimeth: 'Praise be to Thee, O Revealer of the signs of God!' By the righteousness of the Almighty! Every hidden thing hath been manifested through the power of truth. All the favours of God have been sent down, as a token of His grace. The waters of everlasting life have, in their fullness, been proffered unto men. Every single cup hath been borne round by the hand of the Well-Beloved. Draw near, and tarry not, though it be for one short moment... 
Rejoice with exceeding gladness, O people of Bahá, as ye call to remembrance the Day of supreme felicity, the Day whereon the Tongue of the Ancient of Days hath spoken, as He departed from His House, proceeding to the Spot from which He shed upon the whole of creation the splendours of His name, the All-Merciful. God is Our witness. Were We to reveal the hidden secrets of that Day, all they that dwell on earth and in the heavens would swoon away and die, except such as will be preserved by God, the Almighty, the All-Knowing, the All-Wise.

Gleanings from the Writings of Bahá'u'lláh,

ای بلبلان الهی از خارستان ذلّت بگلستان معنوی بشتابيد و..

ای بلبلان الهی از خارستان ذلّت بگلستان معنوی بشتابيد و ای ياران ترابی قصد آشيان روحانی فرمائيد مژده بجان دهيد که جانان تاج ظهور بر سر نهاده و ابوابهای گلزار قِدم را گشوده چشم‌ها را بشارت دهيد که وقت مشاهده آمد و گوش‌ها را مژده دهيد که هنگام استماع آمد دوستان بوستانِ شوق را خبر دهيد که يار بر سر بازار آمد و هدهدان سبا را آگه کنيد که نگار اذن بار داده ای عاشقان روی جانان غم فراق را بسرور وصال تبديل نمائيد و سمّ هجران را بشهد لقا بياميزيد اگر چه تا حال عاشقان از پی معشوق دوان بودند و حبيبان از پی محبوب روان در اين ايّام فضل سبحانی از غمام رحمانی چنان احاطه فرموده که معشوق طلب عشّاق مينمايد و محبوب جويای احباب گشته اين فضل را غنيمت شمريد و اين نعمت را کم نشمريد نعمتهای باقيه را نگذاريد و باشيای فانيه قانع نشويد برقع از چشم قلب برداريد و پرده از بصر دل بردريد تا جمال دوست بی حجاب بينيد و نديده ببينيد و نشنيده بشنويد ای بلبلان فانی در گلزار باقی گلی شکفته که همه گلها نزدش چون خار و جوهر جمال نزدش بی مقدار پس از جان بخروشيد و از دل بسروشيد و از روان بنوشيد و از تن بکوشيد که شايد ببوستان وصال در آئيد و از گل بيمثال ببوئيد و از لقای بيزوال حصّه بريد و از اين نسيم خوش صبای معنوی غافل نشويد و از اين رائحهء قدس روحانی بی نصيب نمانيد اين پند بندها بگسلد و سلسله جنون عشق را بجنباند دلها را بدلدار رساند و جانها را بجانان سپارد قفس بشکند و چون طير روحی قصد آشيان قدس کند چه شبها که رفت و چه روزها که در گذشت و چه وقت‌ها که بآخر رسيد و چه ساعتها که بانتها آمده و جز باشتغال دنيای فانی نَفَسی بر نيامد سعی نمائيد تا اين چند نَفَسی که باقی مانده باطل نشود عمرها چون برق ميگذرد و فرقها بر بستر تراب مقرّ و منزل گيرد ديگر چاره از دست رود و امور از شست شمع باقی بی فانوس روشن و منير گشته و تمام حجبات فانی را سوخته ای پروانگان بی پروا بشتابيد و بر آتش زنيد و ای عاشقان بی دل و جان بر معشوق بيائيد و بی رقيب نزد محبوب دويد گل مستور ببازار آمد بی ستر و حجاب آمد و بکلّ ارواح مقدّسه ندای وصل ميزند چه نيکو است اقبال مقبلين فهنيئاً للفائزين بانوار حسن بديع .

منتخباتى از آثار حضرت بهاءالله

Sunday, April 20, 2014

عید گل عید آزادی و برابری

نویسنده: نادر سعیدی
 برای بهائیان سرتاسر دنیا این روزها روزهای عید گل یا عید رضوان است که آن را گرامی  می شمارند و جشن می گیرند. عید گل در حقیقت دوازده روز طول می کشد که از اول اردیبهشت آغاز می شود. این عید به این خاطر است که 164 سال قبل یعنی در سال 1863 میلادی (1242 شمسی) در حالی که دو دولت ایران و عثمانی دستور تبعیدبهاءالله را از بغداد به استانبول صادر نمودند بهاءالله و یارانش پیش از حرکت به سمت استانبول بمدت دوازده روز در خارج از بغداد در باغی بنام نجیبیه (رضوان) جمع گشتند. در اولین روز از این دوازده روز بهاءالله به گونه ای علنی سرآغاز آیین بهائی و پیام روحانی نوین خود را به همراهان خویش اعلان نمود. اگرچه ممکن است در ابتدا این عید تنها عیدی مذهبی تلقی گشته وفقط مربوط به هموطنان بهائی پنداشته شود اما واقعیت این است که این عید، عید همه ایرانیان است چرا که عید گل، عید آزادی و برابری همه مردم ایران است. درست است که در اولین روز عید گل بهاءالله مقام خود را بعنوان پیامبری ایرانی علنی نمود، اما در آن روز بهاءالله آیین خود را به عنوان دعوتی که از سه اصل کلی تشکیل می شود معرفی نمود. در تحلیل نهائی عید گل عبارت از تجلیل این سه اصل می باشد.

نویسنده: نادر سعیدی

Wednesday, April 16, 2014

Baha'i Ridvan Holy Day Significance


Festival of Ridván.
The twelve day period commemorating Bahá'u'lláh's announcement of his claim to prophethood and his departure from Baghdad in 1863, observed from sunset 20 April to sunset, 2 May. The first, ninth and twelfth days of Ridván are major Bahá'í holy days on which work should be suspended. Bahá'í elections are normally held during Ridván. The name derives from the Najibiyyih Garden in Baghdad where Bahá'u'lláh stayed during this period and to which he gave the name Ridván (Paradise)...


Tuesday, April 15, 2014

Bahá'í Election



Every year, Bahá'ís all over the world over gather in their local communities on the the first day of Ridvan to elect the nine members of their Local Spiritual Assembly. Every adult Bahá'í at the age of 21 is eligible to be voted for. Participation in the elections is a sacred duty, and being elected onto a Local Assembly is considered a position of service rather than a position power.

In describing Bahá'í elections, Shoghi Effendi, through a letter written on his behalf, conveyed:
When called upon to vote in a Bahá'í election, believers should be aware that they are carrying out a sacred task unique to this Dispensation. They should approach this duty in a prayerful attitude, seeking divine guidance and confirmation. As Shoghi Effendi has advised, "they must turn completely to God, and with a purity of motive, a freedom of spirit and a sanctity of heart, participate in the elections." Through their wholehearted embrace of the Bahá'í electoral process, the believers will witness, day by day, a greater contrast between the emerging institutions of the Bahá'í Administrative Order and the decaying social order around them. In this increasing distinction will be seen the promise of the glory of the World Order of Bahá'u'lláh--the System destined to fulfil the highest expectations of humanity.

Sunday, April 13, 2014

The most vital duty, in this day, is

ABDU'L-BAHÁThe Centre of the Covenant of Bahá'u'lláh
A photograph taken in Adrianople
The most vital duty, in this day, is to purify your characters, to correct your manners, and improve your conduct. The beloved of the Merciful must show forth such character and conduct among His creatures, that the fragrance of their holiness may be shed upon the whole world, and may quicken the dead, inasmuch as the purpose of the Manifestation of God and the dawning of the limitless lights of the Invisible is to educate the souls of men, and refine the character of every living man—so that blessed individuals, who have freed themselves from the murk of the animal world, shall rise up with those qualities which are the adornings of the reality of man.

Selections From the Writings of ‘Abdu’l-Bahá


Third leaf ....

THE MANSION OF BAHJÍ
Bahá'u'lláh's room inside the
Mansion where he received
pilgrims and revealed Tablets
 O son of man! If thine eyes be turned towards mercy, forsake the things that profit thee and cleave unto that which will profit mankind. And if thine eyes be turned towards justice, choose thou for thy neighbour that which thou choosest for thyself. Humility exalteth man to the heaven of glory and power, whilst pride abaseth him to the depths of wretchedness and degradation.

Bahá’u’lláh, Words of Paradise


Tuesday, April 8, 2014

The gift of God ... is ...

This is a new cycle of human power. All the horizons of the world are luminous, and the world will become indeed as a garden and a paradise. It is the hour of unity of the sons of men and of the drawing together of all races and all classes. You are loosed from ancient superstitions which have kept men ignorant, destroying the foundation of true humanity.
The gift of God to this enlightened age is the knowledge of the oneness of mankind and of the fundamental oneness of religion. War shall cease between nations, and by the will of God the Most Great Peace shall come; the world will be seen as a new world, and all men will live as brothers.
There is one God; mankind is one; the foundations of religion are one. Let us worship Him, and give praise for all His great Prophets and Messengers who have manifested His brightness and glory.

‘Abdu’l-Bahá in London

Monday, April 7, 2014

آیت‌الله تهرانی در پایگاه اطّلاع رسانی خود می‌گوید

بسم الله الرحمن الرحيم
 ايرانيان -نسبت به اقوام مجاور خود- سابقه‌ی عداوت، كشتار و نقض حقوق انسانی برادران قومی خود را در پيشينه تاريخی خود نداشته‌اند و چه بسا شاهديم كه بارها يكرنگی و هم‌رأيی ايشان از دوران باستان تا سده‌های امروز، اين سرزمين را از بلايای انسانی چون فساد و ظلم با اميد سديد و مجاهدت وثيق و بهره گيری از ايمانی منيب نجات داده است. همچنين بود وقتی كه در اين سرزمين، فرقه‌های مذهبی و اديان مختلف در مسلك‌ها و آيين‌های گوناگون در معاشرتهای اجتماعی و همزيستی مسالمت‌آميز، راه رشد و تلاش خويش را می‌پيمودند و به يكديگر منفعتی زندگی‌بخش می‌رساندند     كه همانا انسان در بستر جامعه خويش انسانيت خود را شكوفا می‌كند.

اما چه شد كه امروزه آن فرهنگ كهن ترك گفته شده و آن آيين و سنت مهرورزی و همنوع‌دوستی در دل‌ها خاموش گشته و جان و مال و آبرو و كرامت انسان بی‌ارزش گرديده؟؛ آن طور كه نه تنها می‌بينيم احكام جاهلانه مرزهای انسانيت را خدشه‌دار كرده‌اند، بلكه فرهنگ انسان‌دوستی و آدميت چنان به مغاك ضلالت درافتاده‌ كه از طرفی مردمانی برای تماشای جان دادن يك انسان محكوم به اعدام همچون بدويان قرون گذشته در انتظار طلوع فجر می‌ايستند و از طرف ديگر هموطنی، هموطن خويش را به گروگان می‌گيرد و به ظلم حلق‌آويز می‌كند و خانواده‌ی برادر خود را در ايام شادی عزادار می‌نمايد!!. تكمله‌ی "ارزش انسانيت" و حق "انسان بودگی" را چه كسانی خط كشيدند و بر جايش آيات انسان‌ستيزی و دشمن‌انگاری حك نمودند؟جايش آيات انسان‌ستيزی و دشمن‌انگاری حك نمودند؟

آیت‌الله تهرانی در پایگاه اطّلاع رسانی خود می‌گوید

Sunday, April 6, 2014

THE TWO NATURES IN MAN

In man there are two natures; his spiritual or higher nature and his material or lower nature. In one he approaches God, in the other he lives for the world alone. Signs of both these natures are to be found in men. In his material aspect he expresses untruth, cruelty and injustice; all these are the outcome of his lower nature. The attributes of his Divine nature are shown forth in love, mercy, kindness, truth and justice, one and all being expressions of his higher nature. Every good habit, every noble quality belongs to man’s spiritual nature, whereas all his imperfections and sinful actions are born of his material nature. If a man’s Divine nature dominates his human nature, we have a saint.
Man has the power both to do good and to do evil; if his power for good predominates and his inclinations to do wrong are conquered, then man in truth may be called a saint. But if, on the contrary, he rejects the things of God and allows his evil passions to conquer him, then he is no better than a mere animal...

`Abdu'l-Bahá Paris Talks

Morning prayer


I have wakened in Thy shelter, O my God, and it becometh him that seeketh that shelter to abide within the Sanctuary of Thy protection and the Stronghold of Thy defense. Illumine my inner being, O my Lord, with the splendors of the Dayspring of Thy Revelation, even as thou didst illumine my outer being with the morning light of Thy favor.

Bahá’u’lláh