Sunday, December 25, 2016

وادی عشق

اعضای محفل ملی ایران ۲۷ دسامبر ۱۹۸۱ تیر باران شدند.
واگر در این سفر باعانت باری از یار بی‌نشان نشان یافت و بوی یوسف گم‌گشته از بشیر احدیّه شنید فوراً بوادی عشق قدم گذارد و از نار عشق بگدازد در این شهر آسمان جذب بلند شود و آفتاب جهانتاب شوق طالع گردد و نار عشق برافروزد و چون نار عشق برافروخت خرمن عقل بکلّی بسوخت
معشوق خیالی ندارد و جز محبوب پناهی نجوید و در هر آن صد جان رایگان در ره جانان دهد و در هر قدمی هزار سر در پای دوست اندازد
ای برادر من تا بمصر عشق درنیائی بیوسف جمال دوست واصل نشوی و تا چون یعقوب از چشم ظاهری نگذری چشم باطن نگشائی و تا بنار عشق نیفروزی بیار شوق نیامیزی
و عاشق را از هیچ چیز پروا نیست و از هیچ ضرّی ضرر نه از نار سردش بینی و از دریا خشکش یابی
نشان عاشق آن باشد که سردش بینی از دوزخ
نشان عارف آن باشد که خشکش بینی از دریا
عشق هستی قبول نکند و زندگی نخواهد حیوة در ممات بیند و عزّت از ذلّت جوید بسیار هوش باید تا لایق جوش عشق شود

     آثار حضرت بهاءالله, هفت وادى