Monday, December 26, 2016

وادی عشق

اعضای محفل ملی ایران ۲۷ دسامبر ۱۹۸۱ تیر باران شدند.
...عشق هستی قبول نکند و زندگی نخواهد حیوة در ممات بیند و عزّت از ذلّت جوید بسیار هوش باید تا لایق جوش عشق شود و بسیار سر باید تا قابل کمند دوست گردد.
 مبارک گردنی که در کمندش افتد و فرخنده سری که در راه محبّتش بخاک افتد
 پس ای دوست از نفس بیگانه شو تا به یگانه پی‌بری و از خاکدان فانی بگذر تا در آشیان الهی جای گیری نیستی باید تا نار هستی برافروزی و مقبول راه عشق شوی...
صدهزار مظلومان در کمندش بسته و صدهزار عارفان به تیرش خسته هر سرخی که در عالم بینی اثر قهرش دان و هر زردی که در رخسار بینی از زهرش شمر جز فنا دوائی نبخشد و جز در وادی عدم قدم نگذارد ولکن زهرش در کام عاشق از شهد خوشتر و فنایش در نظر طالب از صدهزار بقا محبوب‌تر است
پس باید بنار عشق حجابهای نفس شیطانی سوخته شود تا روح برای ادراک مراتب سیّد لولاک لطیف و پاکیزه گردد
نار عشقی برفروز و جمله هستیها بسوز
پس قدم بردار و اندر کوی عشّاقان گذار