Wednesday, June 13, 2012

خوشا به حال


بوهاي خوشم زنده گشت؛ خوشا به حال چشمي كه به جمالم نوراني شد؛ خوشا به حال قاصدي كه قصد سراپرده هاي عظمت و 
كبريايم كرد؛ خوشا به حال ترساني كه به سايه ي بقعه ي بلندم پناه برد؛ خوشا به حال تشنه لبي كه به سوي سلسبيل عنايتم شتافت؛ خوشا به حال گرسنه اي كه به هواي من، از هواي نفس دوري جست و بر سر سفره اي كه از آسمان فضلم براي برگزيدگانم نازل نمودم حاضر شد؛ خوشا به حال ذليلي كه به ريسمان عزّتم چنگ زد و فقيري كه در سايه ي خيمه ي غنايم غنود؛ خوشا به حال جاهلي كه قصد كوثر علمم كرد و غافلي كه به ريسمان ذكرم چنگ زد؛ خوشا به حال روحي كه از دمشم زندگي يافت و در ملكوتم داخل شد؛ خوشا به حال نفسي كه رائحه ي وصلم به اهتزازش آورد و به مشرق امرم جذبش نمود؛ خوشا به حال گوشي كه شنيد و زباني كه شهادت داد و چشمي كه ديد و حضرت پروردگار، صاحب مجد و ملكوت و داراي عظمت و جبروت را شناخت؛ خوشا به حال فائز شدگان؛ خوشا به حال كسي كه از خورشيد كلمه ام نور گرفت؛ خوشا به حال نفسي كه سرش را به تاج حبُّم زينت داد؛ خوشا به حال شخصي كه غم و اندوهم را درك كرد و در ميان ملّتم به نصرتم قيام نمود؛ خوشا به حال كسي كه جانش را در راهم فدا ساخت و به نامم متحمّل مشقّت و سختي شد؛ خوشا به حال فردي كه به حرفم اطمينان نمود و در ميان مردگان به ذكرم قيام كرد؛ خوشا به حال كسي كه مجذوب نغماتم شد و به قدرتم پرده ها را دريد؛ خوشا به حال نفسي كه به عهدم وفا نمود و دنيا او را از ورود در بساط قدسم منع نكرد؛ خوشا به حال شخصي كه از غيرم گسست و در هواي مَحبتّم پرواز كرد و در ملكوتم داخل شد و ممالك عزّتم را شاهد گشت و از كوثر فضلم و سلسبيل عنايتم نوشيد و از امرم و از آنچه در گنجينه هاي كلماتم پنهان نمودم، آگاهي يافت و از افق معاني به ذكر و ثنايم طلوع نمود؛ چنين كسي از من است؛ بر او باد رحمت و عنايت و مكرمت و بهاي من.