Thursday, May 22, 2014
Declaration of the Bab
Monday, May 19, 2014
Teach ye the Cause of God, O people of Bahá,..
Say: Teach ye the Cause of God, O people of Bahá, for God hath prescribed unto every one the duty of proclaiming His Message, and regardeth it as the most meritorious of all deeds. Such a deed is acceptable only when he that teacheth the Cause is already a firm believer in God, the Supreme Protector, the Gracious, the Almighty. He hath, moreover, ordained that His Cause be taught through the power of men’s utterance, and not through resort to violence. Thus hath His ordinance been sent down from the Kingdom of Him Who is the Most Exalted, the All-Wise. Beware lest ye contend with any one, nay, strive to make him aware of the truth with kindly manner and most convincing exhortation. If your hearer respond, he will have responded to his own behoof, and if not, turn ye away from him, and set your faces towards God’s sacred Court, the seat of resplendent holiness.Dispute not with any one concerning the things of this world and its affairs, for God hath abandoned them to such as have set their affection upon them. Out of the whole world He hath chosen for Himself the hearts of men—hearts which the hosts of revelation and of utterance can subdue. Thus hath it been ordained by the Fingers of Bahá, upon the Tablet of God’s irrevocable decree, by the behest of Him Who is the Supreme Ordainer, the All-Knowing.
Gleanings From the Writings of Bahá’u’lláh
Sunday, May 18, 2014
The utterance of God is a lamp, ...
The utterance of God is a lamp, whose light is these words: Ye are the fruits of one tree, and the leaves of one branch. Deal ye one with another with the utmost love and harmony, with friendliness and fellowship. He Who is the Day Star of Truth beareth Me witness! So powerful is the light of unity that it can illuminate the whole earth. The one true God, He Who knoweth all things, Himself testifieth to the truth of these words.
Exert yourselves that ye may attain this trans
cendent and most sublime station, the station that can ensure the protection and security of all mankind. This goal excelleth every other goal, and this aspiration is the monarch of all aspirations. So long, however, as the thick clouds of oppression, which obscure the day star of justice, remain undispelled, it would be difficult for the glory of this station to be unveiled to men’s eyes….
Gleanings From the Writings of Bahá’u’lláh
Saturday, May 17, 2014
All are the fruits of one tree and the leaves of one branch ...
![]() |
| 'Abdu'l-Baha |
In this day the one who is favored in the threshold of grandeur is the one who offers the cup of faithfulness and bestows the pearl of gift to the enemies, even to the fallen oppressor, lends a helping hand, and considers every bitter foe as an affectionate friend.
'Abdu'l-Baha, Baha'i World Faith,
جديدترين پيام بيت العدل اعظم: پیام ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
۱۶ شهرالجمال ۱۷۱
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
احبّای عزیز الهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند
سالی دگر از مسجونیّت جمعی از همکیشان شما به سر آمد، شهروندانی نوعپرور و وطندوست که با وجود محرومیّت از حقوق انسانی خویش، همّشان بر آن بود که به تمشیت امور جامعه پردازند، وسایل تربیت کودکان را فراهم سازند، به جوانانِ محروم از تحصیلات دانشگاهی کمک کنند، به نگهداریِ سالمندان همّت گمارند، با الهام از مفاهیم روحانیِ آیین خود رفتار و سلوکی پاک و منزّه ترویج دهند، و در راه ایجاد اجتماعی زنده و پویا خدمت نمایند؛ این بود گناهانی که آن عزیزان را علاوه بر مشقّات فراوان اسیر غل و زنجیر اهل عدوان نمود. البتّه دیگر بهائیان عزیز آن سرزمین هم به خاطر تمسّک کامل به تعالیم والای الهی همچنان هدف تیر تعصّبات خشک مذهبی قرار دارند، دچار صدمات بیشمارند و عدّهای نیز اسیر بند و زنداناند. با وجود این مظالم بسیار که جزئیّات آن بر هر منصف دانایی روشن است، مسئولین امور در نهایت گستاخی در مجامع بینالمللی و رسانههای عمومی نقض حقوق بهائیان در آن کشور را انکار نموده به انتشار اتّهامات ناروا در بارۀ شما مظلومان میکوشند. ولی با آگاهی روزافزون ایرانیان و جهانیان به مقاصد اهل بهاء، کذب این انکارها و اتّهامات آنچنان ثابت و مبرهن شده که مفتریان و انکارکنندگان اعتبار خود را حتّی برای دیگر ادّعاهای خویش نیز از دست دادهاند. به گفتهء شاعر:
زبانی که با راستی یار نیست به گیتی کس او را خریدار نیست
مروری اجمالی بر وقایع دوازده ماه اخیر حاکی از افزایشی چشمگیر در میزان حمایت از حقوق حقّهء شما است. این پشتیبانی از طرف تودهء مردم در ممالک مختلف جهان و نمایندگان منتخب آنان طیّ سالیان متمادی موجب نهایت قدردانی این جمع بوده ولی آنچه حال درخور ستایش و سپاس مخصوص است ندای هممیهنان عزیز شما در درون ایران است که بعد از آگاهی بر وسعت بیعدالتیهای وارده بر شما در شرایطی بسیار دشوار در کمال شجاعت و صداقت، بیش از پیش به دفاع از حقوق شما برخاستهاند. برخی از مروّجین عدالت، هنرمندان، دولتمردان، متفکّرین و دیگر شهروندان روشنضمیر، و حتّی نفوسی انساندوست از درون سلولهای زندان، مهر سکوت را شکستهاند. این بانگ عدالتخواهی که در ابتدا از اقصی نقاط جهان برخاست و به مرور صدای ایرانیان ساکن خارج از کشور نیز به آن پیوست، حال در مقیاسی بیسابقه در ایران شدّت میگیرد. ولی ورای آگاهی به عمق بیعدالتی نسبت به بهائیان، هموطنان روشنفکر شما در بارهء اصول و تعالیمی نیز میاندیشند که هم زندگی شما عزیزان را شکل میدهد و هم بنیانی متین برای ایجاد جامعهای پیشرو میباشد: تعالیمی از قبیل حرمت کرامت انسانی، یگانگی و برابری نوع بشر از هر قوم و قبیله و نژاد و عقیده، تساوی زن و مرد، رهایی از تعصّبات، پایبندی به یادگیری و کسب علم و دانش، مهار آتش حرص و طمع، ترویج اقتصادی عاری از ثروت مفرط و فقر فاحش، و تعامل بین خرد و ایمان.
دوستان عزیز و محبوب: این آگاهی و بیداری وجدان در کشور خویش را البتّه ارج مینهید زیرا به خوبی واقفید که در برابر هر ندای علنی که در پشتیبانی از حقوق شما ستمدیدگان و در تمجید از این تعالیم به گوش میرسد هزاران نفوس دیگر دور از انظار به گفتگو مشغولاند و به مرور فرا میگیرند که چگونه با توجّه به جوّ موجود عقاید خود را آشکارا در این موارد ابراز دارند و به جمع مدافعین شما و مروّجین صلح و آشتی بپیوندند.
ملاحظه فرمایید که شرح و بسط سخیفی که اذهان بیمار مغرضین و افکار محدود متعصّبین در بارهء تاریخ دیانت بهائی و رسوم و مقاصد بهائیان ساخته و پرداخته و در طول یک صد و هفتاد سال اخیر سعی در ترویج آن شده، چگونه در طیّ چند سال گذشته بطلان آن ثابت گشته است. به علاوه هموطنان کنجکاو تیزهوش شما به این فکر افتادهاند که دلیل این سرسختی در کژ انگاشتن عمدی و تخطئهء این نهضت روحانی که از سرزمین ایران برخاسته و در سراسر گیتی از احترامی قابل ملاحظه برخوردار است چیست.
موجب مسرّت فراوان این مشتاقان است که با اقدامات شجاعانه و خالصانهء نفوسی که خواهان ترقّی ایران هستند، فرهنگ همزیستی مسالمتآمیز بین اقوام متنوّع و ادیان مختلف که از ویژگیهای فرهنگ اصیل آن سرزمین باستانی است در حال تجدید و شکوفایی میباشد. از جمله این چنین وقایع چشمگیر سال گذشته در ایران در رابطه با وضعیّت بهائیان اقدامات ذیل را میتوان نام برد: پشتیبانی علنی شخصیّتهای برجستهء اجتماع از حقوق جامعۀ بهائی، تشویق عموم توسّط افراد محترم و نامدار به دلجویی از بهائیان، پیگیری مشکلات بهائیان از طرف برخی از بانوان شیردل و ممتاز ایرانزمین، و ابراز همدردی علنی و خصوصی از جانب بعضی روحانیون عالیمقام اهل تشیّع. ولی فراخوان عمومی یک روحانی بلندپایۀ ایرانی به همزیستی مسالمتآمیز میان پیروان همهء ادیان، اقدامی چنان مهم با پیامدی چنان مفید و دامنهای چنان وسیع بود که مورد تمجید و حمایت رؤسای ادیان از جمله مسلمانان در دیگر کشورها قرار گرفت و برخی اظهار امیدواری نمودهاند که با گسترش چنین اقدامات خردمندانهای شاید بتوان آگاهی جمعیِ لازم نسبت به ریشهء اصلی تعصّبات مذهبی، مشکلی اجتماعی که میلیونها نفر در سراسر عالم با آن دست به گریبانند، را افزایش داد. در آثار بهائی این قبیل علمای روحانی و منقطع از امور دنیوی با عباراتی چون "رحمت یزدان" و "موهبت رحمن" توصیف گشتهاند و همچنین در بارهء نفوس سلیمهء مخلصهای که خادم عالم انسانی و مروّج صلح عمومی میباشند وعده داده شده که "عنقریب هر یک مانند کوکب نورانی از افق انسانی طالع و لائح شوند و آفاق را منوّر نمایند."
نظری بر اوضاع جهان بیافکنید. ابر تیرهء قساوت و بیرحمی، تعصّب و سرکوبگری عالم را فراگرفته و دیدهها را تار و قلوب را پرملال ساخته است. ولی در عین حال در همه جا و در کشور خود شما نیز نفوس بیشماری هستند که تمسّکشان به اصول سازنده، به محبّت و اخوّت، به انصاف و عدالت، و به جهانبینی و بشردوستی چنان قویم و پایدار است که حاضرند به خاطر پیشرفت جامعه و سعادت دیگران و برای ساختن آیندهای درخشان از منافع شخصی خود بگذرند. این نفوس با این گونه فداکاریها تحسین همگان را برمیانگیزند و به تدریج با آرامشی خاصّ ولی با نتایجی غیر قابل انکار موجب تنویر افکار میگردند و جوّ لازم را برای تحقّق اصل وحدت در کثرت میآفرینند. الحمد لله که شما پیروان حضرت بهاءالله نیز در زُمرۀ این نفوس هستید؛ به نور ایمان مزیّناید، به اصول و تعالیم الهی پایبندید و با زندگی خود که ملهم از تعالیم محیی عالمیان است موجب تقلیب قلوب شده و میشوید. پس شعلهء فروزندۀ امید را در سینه محفوظ دارید و با عزمی جزم در مسیر خود گام بردارید. ظلم و ستم که در ظلمت کذب و نادرستی نشو و نما میکند البتّه از تابش نور صداقت و محبّت گریزان است زیرا که این تابش مآلاً تاریکی تعصّبات را بزداید و راه عدالت و مساوات را روشن نماید.
ادعیۀ قلبی این مشتاقان، قدردانی ابدی همکیشان و تحسین روزافزون مردم جهان از آنِ شماست.
[امضا: بیت العدل اعظم]
Sunday, May 11, 2014
... humanity is in need of ...
Today the world of humanity is in need of international unity and conciliation. To establish these great fundamental principles a propelling power is needed. It is self-evident that the unity of the human world and the Most Great Peace cannot be accomplished through material means. They cannot be established through political power, for the political interests of nations are various and the policies of peoples are divergent and conflicting. They cannot be founded through racial or patriotic power, for these are human powers, selfish and weak. The very nature of racial differences and patriotic prejudices prevents the realization of this unity and agreement. Therefore, it is evidenced that the promotion of the oneness of the kingdom of humanity, which is the essence of the teachings of all the Manifestations of God, is impossible except through the divine power and breaths of the Holy Spirit. Other powers are too weak and are incapable of accomplishing this.For man two wings are necessary. One wing is physical power and material civilization; the other is spiritual power and divine civilization. With one wing only, flight is impossible. Two wings are essential. Therefore, no matter how much material civilization advances, it cannot attain to perfection except through the uplift of spiritual civilization.
`Abdu'l-Bahá, The Promulgation of Universal Peace
Friday, May 9, 2014
O SON OF JUSTICE! ) ای پسر انصاف
Whither can a lover go but to the land of his beloved? and what seeker findeth rest away from his heart’s desire? To the true lover reunion is life, and separation is death. His breast is void of patience and his heart hath no peace. A myriad lives he would forsake to hasten to the abode of his beloved.
The Hidden Words of Bahá’u’lláh
کدام عاشق كه جز در وطن معشوق محلّ گيرد و کدام طالب که بی مطلوب راحت جويد ؟ عاشق صادق را حيات در وصال است و موت در فراق * صدرشان از صبر خالی و قلوبشان از اصطبار مقدّس از صد هزار جان درگذرند و بکوی جانان شتابند
Thursday, May 8, 2014
نامه اعضای هیات مدیره سابق جامعه بهاییان ایران خطاب به اردشیر لاریجانی

در پی ادعاهای اخیر محمد جواد اردشیر لاریجانی پیرامون وضعیت بهاییان در ایران و اینکه "هیچکس به خاطر بهایی بودن در زندان به سر نمیبرد و اگر بهاییان عملی خلاف قانون انجام ندهند حقوق شهروندی آنان محفوظ خواهد بود"، اعضای هیات مدیره سابق جامعه بهاییان ایران طی نامه ای به این مقام ارشد قضایی جمهوری اسلامی، گوشه های از مظالم، تبعیض ها، برخوردهای امنیتی و همچنین نقض حقوق انسانی وارده بر این گروه از شهروندان را بازگو کرده و خواستار تغییر نگاه مسئولین نظام به شهروندان و اقلیت ها شدند.
جناب آقای محمد جواد لاریجانی ریاست محترم ستاد حقوق بشر قوه قضاییه
با سلام و احترام
سخنان تامل برانگیز جنابعالی در برنامه گفتگوی خبری که از شبکه دو سیما در مورخه ۲۶ اسفند ماه برای میلیونها نفر پخش شد، اینجانبان هفت نفر اعضای سابق هیات مدیره جامعه بهاییان ایران را که هم اکنون در زندان به سر میبریم بر آن داشت تا به دور از هر قصد و نیتی برای تشویش اذهان و با اجتناب از هرگونه نگاه و گرایش سیاسی نکاتی چند را صرفا از روی تکلیف، جهت مزید استبصار شما به استحضار میرسانیم.
تردیدی نیست که مسائل بهاییان و مظالم وارده بر آنان موضوع جدیدی نیست و بعضی رسانهها و در راس آنها سیمای جمهوری اسلامی، همواره و به طور یک جانبه و سیستماتیک، حملات و اتهامات ناروای بسیاری را متوجه این دسته از هموطنانشان نمودهاند و این در حالی است که در طول این سالیان متمادی حتی به یک فرد بهایی اجازه داده نشده است تا بر اساس قانون در برابر اتهامات غیر منصفانه در همان رسانه به پاسخگویی و رفع شبهات بپردازند.
جناب لاریجانی
اینکه جنابعالی در بیاناتتان مساله حقوق بشر را یک موضوع با اهمیت جهانی تلقی نمودهاید و پرداختن و توجه به ابعاد گوناگون آن را لازم دانستید نکته نویدبخشی است اما از آن مهمتر آنچه مایهی خرسندی است اینکه در اقدامی کمسابقه جنابعالی اظهار فرمودید که در جمهوری اسلامی مبنای رفتار با بهاییان حقوق شهروندی و حفظ امنیت آنان وظیفه حکومت است. ما با استقبال از این نگاه شما مایلیم تصریح کنیم که انتظار بهاییان ایران نیز آن است که حقوق شهروندی آنان به رسمیت شناخته شده و مراعات گردد.
اینکه در فرمایشات بهاییان را به عنوان شهروندان این کشور محسوب فرمودید جای بسی خوشوقتی است و میتواند نویدبخش فردایی بهتر در جهت تعامل با این جامعه مظلوم باشد، اما اینکه میفرمایید هیچ کس به خاطر بهایی بودن در زندان به سر نمیبرد و اگر بهاییان عملی خلاف قانون انجام ندهند حقوق شهروندی آنان محفوظ خواهد بود و به طور ضمنی چنین نتیجهگیری میکنید که هرکجا با بهاییان برخورد شده است لابد خلاف قانونی انجام دادهاند نشانگر آن است که در این زمینه حقایق بسیاری از دید شما پنهان مانده لذا تلاش میشود با طرح پرسشهایی از یک طرف نظر جنابعالی به این واقعیتها جلب شده شاید که مساعدتی باشد در جهت تحقق وظیفه ذاتی شما به عنوان رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه و از طرف دیگر گواهی باشد در برابر تاریخ و وجدان بیدار هموطنان آزاد اندیشمان، زیرا که با کمال تاسف جامعه بهایی ایران همواره با نقض فاحش حقوق شهروندی و برخوردهای امنیتی و قضایی بسیار شدید ناشی از عدم بردباری دینی و تحمل دگراندیشی روبرو بوده است، باشد که از این پس با تغییر نگاه مسئولین محترم نظام شاهد استیفای واقعی حقوق این جامعه باشیم.
۱ – جناب لاریجانی، آیا اعدام بیش از دویست و بیست نفر از بهاییان از دختر جوان شانزده ساله تا پیرمرد نود و پنج ساله، درحالی که براساس اسناد و مدارک به قریب به اتفاق آنان اعلام شده بود چنانچه از عقیده خود تبری بجویند و اسلام بیاورند از مرگ و زندان رهایی مییابند، موافق قوانین شهروندی صورت گرفته؟ و آیا در صورتی که شخصی مرتکب جرمی شده باشد نفس تبری از عقیدهاش او را از جرم منتسب مبرا میسازد؟
۲- آیا اخراج دهها هزار کارگر و کارمند بهایی از ادارات و سازمانهای دولتی، حتی قطع حقوق بازنشستگی آنان و در بسیاری موارد ممانعت از اشتغال ایشان در بخش خصوصی مصداق رعایت حقوق شهروندی است؟ به دلیل اینکه هیچ جرمی توسط ایشان احراز نگردیده بود لذا مسئولین علت اخراج آنان را در احکام صادره »عضویت در فرقه ضاله بهایی ذکر نمودند و نهایتا جناب لاریجانی آیا هماکنون جنابعالی میتوانید یک فرد بهایی شاغل در ادارات دولتی را معرفی نمایید؟ مسلما جواب منفی است دیرا در حال حاضر هیچ ارگان دولتی مجاز به استخدام بهاییان نیستند.
۳- آیا مصادره دستجمعی اموال بهاییان یزد و ممنوعالمعامله نمودن همگی آنان براساس حقوق شهروندی صورت گرفته است؟ جناب لاریجانی، کسانی که در زمان صدور این حکم در اوائل انقلاب طفل شیرخواره بودهاند امروز که تشکیل زندگی دادهاند همچنان برای انجام هرگونه معاملهای دچار مشکلات عدیدهاند. آیا اطفال شیرخوار یا متوفیانی که در زمان صدور حکم سالها از درگذشتشان سپری شده بود همگی مجرم بودهاند؟
۴- آیا اخراج هزاران دانشجوی بهایی از دانشگاهها بعد از انقلاب فرهنگی و محروم نمودن دهها هزار جوان علاقهمند به تحصیل از تحصیلات عالیه طی سی و چند سال گذشته صرفا به دلیل اعتقاداتشان موافق حقوق شهروندی است؟ و مصداق حمایت نظام از بهاییان غیر مجرم به شمار میرود؟ مطمئنا جنابعالی صدور بخشنامههای متعدد به دانشگاههای کشور مبنی بر عدم ثبتنام و نهایتا اخراج دانشجویان بهایی را به هر بهانهای در راستای حمایت تحصیلی از جامعه بهایی و با رعایت حقوق شهروندی آنان نمیدانید. این بخشنامهها موجود است و متاسفانه توسط حاکمیتی صادر شده است که شما تعاملش را با بهاییان مبتنی بر حقوق شهروندی میدانید.
۵- شما را به تامل در مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که با نظارت عالیترین مقامات کشوری در اسفند ۱۳۶۹ در مورد بهاییان صادر گردیده است و مقایسه آن با قانون اساسی کشور و قوانین حقوق بشر و حقوق شهروندی دعوت میکنیم. در این مصوبه تصریح شده است که الف- در مدارس چنانچه اظهار نمایند بهاییاند ثبتنام نشوند. ب- در مشاغل دولتی وارد نشوند. ج- در دانشگاهها چه در حین ورود و چه در دوران تحصیل چنانچه احراز شود بهاییاند اخراج گردند. د- جلوی پیشرفت آنان گرفته شود. برای مزید اطلاع شما عرض میشود که در سال ۱۳۸۶ که گروهی از دانشجویان بهایی اخراج شده از دانشگاه به دیوان عدالت اداری شکایت بردند، در احکام صادره تصریح شده است که اخراج شما مبتنی بر مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است. سوال این است که این مصوبه چه مناسبتی با حمایت از بهاییان و رعایت حقوق شهروندی آنان دارد؟ و اگر به دیده انصاف بنگریم آیا همین مصوبه مبین نوع نگاه و نحوهی برخورد نظام با بهاییان نیست؟
۶- جناب لاریجانی، صادقانه مایلیم وجدانتان را در مقابل این پرسش قرار دهیم که: آیا بهاییانی که برای جوانان محروم از تحصیل جامعه خود شرایطی را فراهم نمودهاند تا بتوانند بدون استفاده از امکانات دولتی و در منازل خود و از طریق شبکههای مجازی به ادامه تحصیل بپردازند، مرتکب چه جرمی شدهاند؟ آیا تدریس خصوصی براساس قوانین کشور جرم است؟ آیا منصفانه است نفوسی که خالصانه به تدریس و تمشیت امور تحصیلی جوانان میپردازند به جبسهای طولانی مدت محکوم شوند؟ آیا این اقدام تلاش در جهت عقب نگه داشتن فرهنگی این جامعه نیست؟ چگونه میتوان مجموعه این اقدامات را حمایت نظام از حق تحصیل بهاییان تلقی نمود؟
۷- جناب لاریجانی، اخراج کلیه کارمندان و کارگران دولت و موسسات نیمه دولتی و حتی خصوصی، مصادره اموال شخصی بهاییان در بخشهای کشاورزی و صنعتی و براساس اسناد و مدارک موجود، تعطیلی صدها محل کسب و کار بهاییان در شهرهای مختلف به بهانههای واهی، اخراج بسیاری از بهاییان روستانشین و مصادره دامها و زمینهای کشاورزی آباء و اجدادی ایشان و مشکلات عدیده و مستمری که همواره در مسیر اشتغال و کسب و کار بهاییان وجود دارد ابدا قابل مقایسه با فعالیت فعالیت عدهای که به قول شما تحت حمایت نظام مشغول به کارند، نمیباشد. البته ناگفته پیداست که هرگونه حمایتی وظیفه ذاتی هر حاکمیتی در قبال شهروندانش محسوب میشود و سوال اینجاست که آیا این موانع و مشکلات متنوع و مستمر در جهت تحقق یکی از بندهای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی یعنی جلوگیری از رشد اقتصادی بهاییان نیست؟
۸- جناب لاریجانی، مصادره اماکن متبرکه و موقوفات بهایی در سراسر ایران را باید از چه منظری ملاحظه نمود؟ ارتکاب جرم کدام بهایی موجب شده است تا تمامی اماکن اجتماع و نیایش بهاییان در شهرها و روستاهای مختلف مصادره گردد؟ شما که به تعامل با بهاییان بر مبنای حقوق شهروندی اعتقاد دارید مسلما میپذیرید که یک بهایی حق دارد که بعد از فوت بنا به وصیتش مطابق آئین و آداب بهایی و در جای مناسبی که حاکمیت هر مملکتی موظف به تامین آن است مدفون شود اما جای شگفتی است که حتی این حق از مردگان بهایی در این سالها سلب شده است. جناب لاریجانی، آیا مصادره و تخریب قبرستانهای بهایی با رعایت حقوق شهروندی آنان موافقت دارد؟ بیرون کشیدن اجساد از قبور که در هر آئینی عملی بسیار تاپسند به شمار میرود به نظر جنابعالی صداق چیست؟
جناب لاریجانی
آنچه بیان شد شمهای از محرومیتهای جامعالاطراف و نقض حقوق شهروندی بهاییان است و البته نقض حقوق شهروندی مختص بهاییان نیست بل سایر دگراندیشان در حوزههای فرهنگی، هنری، سیاسی و احتماعی نیز خواهان تامین حقوقی برابر براساس اصول مصرحه در قانون ساسی و اعلامیههای جهانی حقوق بشر هستند و همانگونه که از پیش نیز بیان داشتهایم آنچه برای تضمین حقوق شهروندی ملت شریف ایران شدیدا مورد نیاز است اولا وضع قوانینی است که با صراحت کامل حافظ این حقوق باشد و ثانیا تاسیس ساختارهایی است که اجازه ندهد اجرای این قوانین موکول به تفسیرهای مستبدانه و دلخواهانه گردد. ما اعتقاد داریم که یگانگی و برابری و آزادی تمام مردم صرفا ساختاری مدنی و قانونی نیست بلکه اصلی است روحانی که منبع و سرچشمه آن آفریننده یکتایی است که تمامی نوع بشر را از تراب واحد خلق فرموده است که حتی با وجود ساختارهای مدنی و قانونی، اعتقاد به یگانگی و برابری و احترام به حقوق دیگران از اصولی است که باید از وجدان و باور فرد سرچشمه بگیرد. بر این اساس بسیار مناسب خواهد بود که اولیای محترم جمهوری اسلامی با استفاده از ظرفیتهای قانون، نگاه یکپارچه به ملت ایران را تقویت کرده اجازه ندهند ملت شریف ایران صرفنظر از عقیده و قومیت و بر اساس حقوق شهروندی از مزیت ایرانی بودن بهرهمند گردند.
اعضای هیات مدیره سابق جامعه بهاییان ایران
Sunday, May 4, 2014
The Promised Day Is Come
“The winds of despair,” writes Bahá’u’lláh, as He surveys the immediate destinies of mankind, “are, alas, blowing from every direction, and the strife that divides and afflicts the human race is daily increasing. The signs of impending convulsions and chaos can now be discerned, inasmuch as the prevailing order appears to be lamentably defective.” “Such shall be its plight,” He, in another connection, has declared, “that to disclose it now would not be meet and seemly.” “These fruitless strifes,” He, on the other hand, contemplating the future of mankind, has emphatically prophesied, in the course of His memorable interview with the Persian orientalist, Edward G. Browne, “these ruinous wars shall pass away, and the ‘Most Great Peace’ shall come…. These strifes and this bloodshed and discord must cease, and all men be as one kindred and one family.”
“Soon,” He predicts, “will the present-day order be rolled up, and a new one spread out in its stead.” “After a time,” He also has written, “all the governments on earth will change. Oppression will envelop the world. And following a universal convulsion, the sun of justice will rise from the horizon of the unseen realm.” “The whole earth,” He, moreover, has stated, “is now in a state of pregnancy. The day is approaching when it will have yielded its noblest fruits, when from it will have sprung forth the loftiest trees, the most enchanting blossoms, the most heavenly blessings.” “All nations and kindreds,” ‘Abdu’l-Bahá likewise has written, “…will become a single nation. Religious and sectarian antagonism, the hostility of races and peoples, and differences among nations, will be eliminated. All men will adhere to one religion, will have one common faith, will be blended into one race, and become a single people. All will dwell in one common fatherland, which is the planet itself.”
Shoghi Effendi,The Promised Day Is Come
Thursday, May 1, 2014
Gems of Divine Mysteries ...
![]() |
| The first page of the Javáhiru’l-Asrár, with an added note in Bahá’u’lláh’s own hand |
And should he encounter One Who layeth claim to a Cause from God, and Who holdeth from His Lord a testimony beyond the power of men to produce, he must needs follow Him in all that He pleaseth to proclaim, command and ordain, even were He to decree the sea to be land, or to pronounce earth to be heaven, or that the former lieth above the latter or below it, or to ordain any change or transformation, for He, verily, is aware of the celestial mysteries, the unseen subtleties, and the ordinances of God. ..
Bahá'u'lláh, Gems of Divine Mysteries (Javáhiru’l-Asrár), P.24
MATERIAL AND SPIRITUAL PROGRESS
It may be that a man who has every material benefit, and who lives surrounded by all the greatest comfort modern civilization can give him, is denied the all important gift of the Holy Spirit.It is indeed a good and praiseworthy thing to progress materially, but in so doing, let us not neglect the more important spiritual progress, and close our eyes to the Divine light shining in our midst.
Only by improving spiritually as well as materially can we make any real progress, and become perfect beings. It was in order to bring this spiritual life and light into the world that all the great Teachers have appeared. They came so that the Sun of Truth might be manifested, and shine in the hearts of men, and that through its wondrous power men might attain unto Everlasting Light. When the Lord Christ came He spread the light of the Holy Spirit on all around Him, and His disciples and all who received His illumination became enlightened, spiritual beings. It was to manifest this light that Bahá’u’lláh was born, and came into the world.
`Abdu'l-Bahá, Paris Talks
Subscribe to:
Comments (Atom)
Man’s highest station, however, is attained through faith in God in every Dispensation and by acceptance of what hath been revealed by Him...


